می گن چرا بدبینی؟ چیزای خوبو نمی بینی؟ همیشه نیمه ی خالی لیوانو می بینی؟ کی گفته دنیا داره بدتر می شه؟ این همه چیزای خوب تو دنیا هست، نمی بینی؟
ولی اشتباه می کنن، دنیا روز به روز کثیف تر می شه، آدما روز به روز از انسانیت دورتر می شن، احساسات روز به روز بیشتر از بین می رن، خشونت و شهوت هر روز بیشتر و بیشتر دنیا رو فرامی گیرن، آدما همدیگه رو به راحتی می کشن، شکنجه می کنن، و البته در این میان زن و بچه و پیر و جوون هیچ فرقی ندارن. معنویت تو دنیای مدرن یه حرف توخالی و بی معنیه، همه ی آدما بی تفاوت شدن، براشون مهم نیست که یک دختر بی گناه هم وطنشون محکوم به اعدام شده، که یکی دیگه رو بی گناه هفته ی پیش اعدام کردن، که عده ای به جرم ابراز عقیده در زندانند، که...
آدمای تنگ نظری که خودشونو خوش بین می دونن و برای دلیلش می گن برای آیندشون برنامه دارن و می خوان فلان کاره بشن، حتی همین قدر نمی فهمن اونا چه اهمیتی تو این جهان بی همتا دارن؟
همه ی آدما به دنیا می یان، درس می خونن، اگه IQ شون بالای 21 باشه معمولا می رن دانشگاه، کار پیدا می کنن، ازدواج می کنن، بچه پس میندازن و می میرن، خیلی عالیه نه؟ از این بهتر نمی شه! چه اهداف بزرگی! چه انسان های بزرگی! چه آینده ی درخشانی!
برفرض محال که اصلا آدم مهمی می شدن، رئیس جمهور آمریکا خوبه؟ شاید هیتلر بهتر باشه، خب که چی؟! نه واقعا کسی می تونه بگه خب که چی؟!
فکر می کنید کی هستید؟ چه قدر ارزش دارید؟ واقعا برای این ها آفریده شدین؟ همین که فقط این چرخه ی معیوبو تکرار کنین و بعد هم بگین خب زندگی همینه دیگه؟! یعنی واقعا هیچ هدف والا و ارزشمندی نیست؟
من بدبین نیستم، واقع بینم، ولی مگه واقعا روزنه ی امیدی هست؟
نکته: تیتر مطلبو از مصاحبه ی ماهنامه ی فیلم با حمید نعمت الله، کارگردان فیلم بی نظیر " بوتیک " برداشتم.
