اتفاقی افتاد که باعث شد یاد این سکانس فیلم چهارشنبه سوری، اثر برجسته ی اصغر فرهادی بیفتم:

وقتی سرانجام پس از تموم شدن شک و تردیدهای هیستریکِ مژده(هدیه تهرانی) نسبت به همسرش، مرتضی(حمید فرخ نژاد)، می فهمیم که مرتضی واقعا با زن همسایه، سیمین(پانته آ بهرام) رابطه داره، در سکانسی اون دو رو با هم تو ماشین مرتضی می بینیم که سیمین بهش می گه حالا که مژده شکش برطرف شده، دیگه باید این رابطه رو تموم کنن و... و هر چی مرتضی اصرار می کنه و می گه که حتی نمی تونه یک دقیقه بدون سیمین ادامه بده، اون قبول نمی کنه و حتی حاضر نمی شه مرتضی برسونش، می گه قرار داره و زود باید بره که مرتضی با لحن تندی می پرسه: " با کی قرار داری؟" !! که با نگاه تند سیمین مواجه می شه.

سیمین از ماشین پیاده می شه و می ره و دوربین از پشت تعقیبش می کنه، جلوتر دو موتوری ترقه ای پرصدا زیر پای اون منفجر می کنند، سیمین که وحشت کرده هراسان به سمت کوچه ای که ماشین مرتضی آنجاست، برمی گردد، اما کوچه خالی است. فقط پیرزنی با عصا دیده می شود. مرتضی رفته...
