گفته می شود هر انسانی در هرنقطه ی جهان دو نوع موسیقی فاخر دارد. یکی موسیقی کلاسیک غرب و دیگری موسیقی فولکلور یا سنتی همان کشور.
متاسفانه در کشور ما هم چون اکثر نقاط دنیا (ولی با شدت بیشتر) علاقه ی عمومی به موسیقی کلاسیک رو به نزول است. همان طور که قبلا در پست " موسیقی: مبتذل؟! " هم اشاره کردم، به خصوص قشر جوان تحت تاثیر تبلیغات غرب جذب موسیقی مدرن می شوند. توضیحی این جا لازم است مبنی بر این که موسیقی مدرن نیز نمونه های قابل توجه دارد ولی هرگز جایگاه فاخر موسیقی کلاسیک را دارا نیست و هیچ کس نمی تواند ادعا کند لذتی که موسیقی مدرن به ارمغان می آورد حتی قابل مقایسه با موسیقی کلاسیک است.
بیشتر افراد به دلیل عدم آشنایی با موسیقی کلاسیک آن را خسته کننده می نامند. به همین دلیل من سعی می کنم نمونه هایی برجسته از موسیقی کلاسیک را که احتمالا هر انسان معمولی دوستدار موسیقی از آن ها لذت خواهد برد معرفی می کنم:
چهار فصل: اثر آنتونیو ویوالدی که چهار ویولون کنسرتو است. توصیه می کنم DVD اجرای این اثر توسط ارکستر مجلسی انگلستان و تکنوازی نایجل کندی را ببینید. بی نظیر است!
Fur Elise: اثر لودویک وان بتهوون که باگاتلی برای پیانوست.
دانوب (زیبای) آبی: والس بسیار مشهور یوهان اشتراوس پسر.
بخش اول کارمینا بورانا: محشر است!
Éljen a Magyar!: پولکایی اثر اشتراوس پسر که غیر قابل توصیف است!
رقص مجارستانی شماره ی 5: اثر یوهانس برامز
باله ی دریاچه ی قو: برترین باله ی چایکوفسکی آهنگساز روسی
و...........................................
نکته: در مورد عنوان موسیقی کلاسیک باید گفت که " کلاسیک " در واقع عنوان دوره ای از تاریخ موسیقی است که کلاسیسیسم نامیده می شود، (هم چون رومانتیسیسم یا باروک و...) ولی به غلط عنوان کلاسیک به صورت عام در مورد موسیقی فاخر مغرب زمین که شامل دوره های (قرون وسطی، رونسانس) باروک، کلاسیک، رومانتیک، مدرن و انواع سمفونی، سونات، فوگ، کنسرتو، باله، و.... می شود اطلاق می شود. در این پست نیز من همان معنای رایج را در نظر گرفتم.
